بدون شرح

- واقعا هیچ متنی نتونستم برا این عکس بنویسم . اگه شما میتونید کمک کنید .ممنون

/ 20 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آناهیتا

سلام دوست جدید مفتخرم به آشناییت!بلاگ قشنگ و متنوع ای داری راجع به این عکس که از همه باحالتره باید بگم احتمالا این همون کفشهای فامیلیه که من میگم.راه آمدن با فقر!خوشحال میشم داستانایی که رو وبم میزارم را بخونی و نظر بدی من بیشتر توکار داستان تا شعر!

سینا

تنها دوستان واقعی =پدر و مادر

نقطه

[گل]بعضی عکسها نیاز به کلمات ندارن بهتره هیچی نگیم و به جای گفتن فکر کنیم.... بدترین چیز توی این عکس اینه که این واقعی هست

معصومه

سلام سمیه جون... اول مرسی که به وبلاگم سر زدی و یه تشکر بابت اینکه افتخار دادی و وبلاگم جزو علاقمندیهاته. خوشحالم. و اما درباره ی عکس..هر کسی از نگاه خودش نظر میده و از زاویه دید خودش. اگه دقت کنی بچه اصلا کفش نداشته. پدر و مادر در اوج فقر باز هم عاشق بچشونن و عشق بینشون هنوز زندست. چون هرکدوم یه لنگه از کفشو دادن به بچه تا پابرهنه نیاد. این کلی پیام داره برا همه. خوشحالم که با تو و وبلاگت آشنا شدم.اجازه ی لینک میدی؟

reza

سلام مطالبتو خوندم قشنگ بود ولی این یکی خیلی قشنگ بود .... پر معنی ...لینکیمت ممنون

فرشید

یه پدره ندارو یه مادره رویایی... اخرشم نفهمیدیم ما برا کجااییم

طنین

با سلام کاش بتوانیم قدردان الطاف والدین باشیم. با تشکر ازشما

sky

واقعا چیزی نمیشه گفت جز سکوت[ناراحت][گریه]