+ نفرین خنده دار

 

پسر بیکار و تن پروری اما خوش سیما و صاحب جمالی در دهکده شیوانا بود که با وجود زیبایی جمال ، کاری از او ساخته نبود و پول چندانی در بساط نداشت. روزی یکی از دوستان شیوانا نزد او آمد و با شرمندگی اظهار داشت که دختر جوانش به این پسر دلباخته است و از آینده دخترش بیمناک است.شیوانا از پدر خواست تا روز بعد دخترش را نزد او آورد. وقتی دختر همراه پدرش آمد شیوانا بی مقدمه از دختر پرسید:” آیا در وجود خودت آمادگی ترک و جدایی  از کسی که دلباخته اش هستی را داری!؟”

دخترک مطمئن و محکم گفت:” هرگز جدایی رخ نخواهد داد. ما هردو به همدیگر علاقه داریم و پای این علاقه ایستاده ایم!”

شیوانا سری تکان داد و گفت:” آیا طاقت آن را داری که در آینده ای نزدیک ، این شخصی که به تو دلباخته به تو دشنام دهد و صفات زشت را به تو نسبت دهد و تو را به شکل های مختلف نفرین کند!؟”

دخترک با حیرت گفت:” اینکه می گوئید امکان ندارد استاد! او دیوانه وار مرا دوست دارد و هرگز امکان ندارد حتی جمله ای ناروا علیه من برزبان براند. به گمانم شما تحت تاثیر حرفهای پدرم قرار گرفته اید وبه اندازه من او را نمی شناسید!؟”

شیوانا تبسمی کرد و گفت:” اگر آمادگی شکست در عشق و جدایی و نفرین را داری راهی که در پیش گرفته ای را ادامه بده!”

وقتی دخترک از حضور شیوانا مرخص شد ، پدر دختر با ناراحتی نزد شیوانا آمد و گفت:” استاد! این چه نصیحتی بود که به دختر من کردید. چرا او را از عاقبت دلباختن به این جوان بیکار و بی مسئولیت نترساندید!؟”

شیوانا پاسخ داد:” نگران مباش ومرا بی خبر مگذار!”

هفته بعد دخترک غمگین و گریان نزد شیوانا آمد و در حالی که گریه امانش را بریده بود گفت:” استاد! حق با شما بود! وقتی از این پسر خواستم تا به طور جدی برای تشکیل خانواده قدم پیش بگذارد و درخواست خود را با خانواده مطرح کند ، او بلافاصله مرا تهدید به جدایی کرد و وقتی اصرار مرا دید ، هر چه نفرین و دشنام بلد بود نثارم کرد و مرا ترک کرد و رفت! شما از کجا این را می دانستید!؟”

شیوانا با لبخند گفت:” کسی که نتواند زندگی خود را مدیریت کند، چگونه می تواند یک زندگی مشترک را اداره کند. این پسر جوان به خاطر رشد جسمانی به بلوغ جسمی رسیده بود. اما برای تشکیل زندگی فقط بلوغ جسمی کفایت نمی کند و بلوغ ذهنی و اخلاقی هم لازم است. این پسر هنوز هم از رابطه رفاقتی و بدون مسئولیت با تو  گریزان نیست. اما وقتی اصرار تو به قبول مسئولیت و ارتباط رسمی و متعهدانه را دید ، فهمید که دیگر نمی تواند به بازی ادامه دهد و به همین خاطر برای حفظ  تعادل روانی خودش شروع به تخریب تو وخانواده ات نمود. از اینکه زود متوجه این نکته شدی خالق هستی را شکرگذار باش و بی اعتنا به کلام و رفتار او از داشتن پدری بزرگوار که اینچنین دورادور نگران توست به خود افتخار کن! بگذار این جوان نفرین خنده دارش را با صدای بلند به هر آسمانی که می خواهد بفرستد! مهم این است که تو بیش از این آسیبی ندیدی!”


...
ادامه مطلب
نویسنده : سمیه ; ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/۱٧
تگ ها: شیوانا و نفرین
comment نظرات () لینک


+ مکان های ترسناک

پارک تفریحی تاکاکانونوما (Takakanonuma)، توکیو، ژاپن


باید این حقیقت را تصدیق کنیم که هر مکانی که متروک می‌شود به صحنه‌ای مناسب برای ساخت فیلم‌های ترسناک تبدیل می‌شود. درست مثل وضعیتی که این پارک تفریحی در کشور ژاپن بدان دچار شده است. این پارک که در سال 1973 ساخته شد خیلی زود و تنها دوسال پس از آغاز فعالیتش تعطیل گشت. اگرچه هیچ دلیل رسمی برای تعطیلی آن ذکر نشد ولی به نظر می‌رسد این مسئله بی‌ارتباط با مرگ‌های مشکوکی رخ داده در این مکان نبود. در 1986 سازندگان آن یک‌بار دیگر شانس خود را آزموده و درهای آن را بروی عموم باز کردند ولی این امید تنها یک سال دوام آورده و پارک بار دیگر و این بار برای همیشه تعطیل شد. اگر امروز نگاهی به آن بیاندازیم می‌بینیم که این تجلی سرگرمی و شادی اکنون توسط درختان و گیاهانی احاطه شده که همگی در حال تغذیه از آن و به مصرف رساندنش هستند. این سرگذشت ناخوشایند مکان‌هایی است که ناگهانی ترک می‌شوند و هیچ تصمیمی برای جایگزینی یا تعمیر آن‌ها وجود ندارد. اما چیزهای بدتر از این هم است. اینجا مکانی است که بدون ارائه هیچ توضیح رسمی تعطیل شد پس نام و نشانی از آن روی هیچ نقشه‌ای وجود ندارد. اگر روزی گذرتان به این مکان افتاد معلوم نیست چه اتفاقاتی در انتظارتان خواهد بود؟!

...
ادامه مطلب
نویسنده : سمیه ; ساعت ۱:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/۸
تگ ها: ترس
comment نظرات () لینک


+ خداحافظ نگو .............

خداحافظ نگو وقتی

هنوز درگیر چشماتم

خداحافظ نگو وقتی

تو هر جا باشی همراتم

تو اون گرمای خورشیدی

که میری رو به خاموشی

...
ادامه مطلب
نویسنده : سمیه ; ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/۸
تگ ها: دل شکسته
comment نظرات () لینک


+ حتی اگر شکسته ترین باشی .....

روزی خبر رسید که مردی وارد مدرسه شیوانا شده است که در تمام جنبه های زندگی اش شکست خورده بود. خانواده اش را ازدست داده بود. دوستان و آشنایانش او را رها کرده بودند و تمام اعتبار و اموالی که سالها جمع کرده بود در اثر زلزله از بین رفته بود. شیوانا در حال تدریس بود.  او را به کلاس خود دعوت کرد و خطاب به شاگردان گفت:” این مرد صاحب شکسته ترین قلب های دنیاست. 

 


...
ادامه مطلب
نویسنده : سمیه ; ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/۸
تگ ها: دل شکسته
comment نظرات () لینک


+ تنهایی.......

 

ز دستم بر نمی‌خیزد که یک دم بی تو بنشینم

بجز رویت نمی‌خواهم که روی هیچ کس بینم

 

 

من اول روز دانستم که با شیرین درافتادم

که چون فرهاد باید شست دست از جان شیرینم

 

نویسنده : سمیه ; ساعت ٢:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/٥
تگ ها: تنهایی
comment نظرات () لینک


+ عکسهای خنده دار

http://s5.picofile.com/file/8105723468/202618_494.jpg

...
ادامه مطلب
نویسنده : سمیه ; ساعت ۱:۱٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/٥
تگ ها: خنده دار
comment نظرات () لینک


+ عجیب اما خنده دار

عجایب خنده دار که فقط در ایران میتوان دید! (تصویری)

این عجایب فقط در ایران رخ میدهد

...
ادامه مطلب
نویسنده : سمیه ; ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/٢
تگ ها: عجایب
comment نظرات () لینک


+ معنی عشق

 

 

روزی یکی از خانه های دهکده آتش گرفته بود. زن جوانی همراه شوهر و دو فرزندش در آتش گرفتار شده بودند. شیوانا و بقیه اهالی برای کمک و خاموش کردن آتش به سوی خانه شتافتند. وقتی به کلبه در حال سوختن رسیدند و جمعیت برای خاموش کردن آتش به جستجوی آب و خاک برخاستند شیوانا متوجه جوانی شد که بی تفاوت مقابل کلبه نشسته است و با لبخند به شعله‌های آتش نگاه می‌کند.

...
ادامه مطلب
نویسنده : سمیه ; ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/٢
تگ ها: شیوانا و نگاه
comment نظرات () لینک


← صفحه بعد